ابراهيم عاملي ( موثق )
506
تفسير عاملي ( فارسي )
طنطاوى در تفسير الجواهر خود گفته است : خداوند شگفتيهاى آفرينش را بالاتر از قصّه ى اصحاب كهف گفته است و مردم را وادار كرده است بر وارسى آيات و موجودات تا فكر آنها به اين شگفتيهاى آفرينش روشن شود و البته افراد كوچك مغز و مردان صغير العقل به اين داستانها خود را سرگرم ميكنند و از مطالعه و بهره مندى كتاب آفرينش محرومند . با توجه به اين سخنان ممكن است بگوئيم : اين داستان در خاطره ى مردمان بوده است و بموجب آنچه از طبرى نقل كرديم كمابيش آنها كه علمى و كتابى داشتهاند از اين سرگذشت هم خبرى داشتهاند و اگرچه گفته ى طبرى جملگى يقينى نيست ولى آغاز سخن در آيه خود نشان ميدهد كه مردم با اين داستان آشنا بودهاند و آيت اوّل كه روى سخن با پيغمبر ( ص ) شده آن حضرت را متوجّه كرده است كه تعجب از قصّه ى دوران قديم پندارى بيش نيست و چون به صورت پرسش و استفهام گفته شده معنى انكار و نادرستى اين گمان را مى - رساند كه اين گونه داستانها مهمّ و شگفت آور نيست چه در آفرينش حوادث غير منتظر فراوان است . از آن پس دنباله ى سخن به اين گونه آغاز شده است : « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ » اين داستان كه ميان مردم شهرتى دارد و تو عجب ميپندارى ما درستش را براى تو ميگوئيم : آنگاه با جمله هاى « إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ - تا آخر - » معرّفى بجوانمردان شدهاند كه كنايه است از كمال شهامت و بزرگوارى آنها چون مانند تو و مسلمانان به راه راست و مبارزه ى در يگانه پرستى بودهاند . از آن پس بجمله - هاى « وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ » تا « مِرفَقاً » شايد اشاره باشد ، كه آن مردان داستانى از پس مخالفت با زورمندان ستمگر فرار كردند و پناهنده ى غار شدند و براى تو و مسلمانان همچنين حوادث در پيش است . پس در نتيجه ممكن است چهار آيت از 9 تا 12 نقل داستان عجيب در نظر مردم باشد ، و از آيت 13 تا 16 مقايسهء حال مردان اين داستان با مسلمانان باشد . و در آيات بعد از آن از « وَتَرَى الشَّمْسَ » توقّف آنها در غار جورى بيان شده است كه از نظر ظاهر بر خلاف طبيعت است و ناممكن ولى چون جز همانچه در سخن مفسّرين نقل كرديم حديث صحيح مطمئنّ